تبلیغات
دیده بان بیدار
دیده بان بیدار
كجاست آنكه ریسمان دروغ و افتراء را قطع خواهد كرد؟
عكاس برجسته ایرانی در گذشت
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 دی 1388 توسط دیده بان | نظرات ()
طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی، 
دنبالک ها: زندگینامه: بهمن جلالی (1323- 1388)،  


به گزارش مهر، استاد بهمن جلالی که ماه گذشته از ابتلائش به سرطان پانکراس مطلع شده بود برای معالجه عازم آلمان شد و پنجشنبه شب پس از یکدوره درمان به ایران بازگشت اما عصر امروز جمعه 25 دیماه در منزلش در تهران بدرود حیات گفت.

بهمن جلالی در سال 1323 در تهران به دنیا آمد. وی با اینکه تحصیلاتش را در رشته اقتصاد به پایان رساند در زمره  بهترین عکاسان ایران شناخته می‌شد.

برخی از آثار عکسی او که به صورت کتاب در‌آمده‌اند عبارت است از: روزهای خون، روزهای آتش (با همکاری کریم امامی)، خرمشهر، کتاب عکاسی سیاه و سفید (با همکاری کریم و گلی امامی) و گنج پیدا ( عکس‌هایی از دوران قاجار)
-------------------------------------------------------------------------------

مدیر وبلاگ : با عرض تسلیت به جامعه هنری كشور و مردم هنر دوست كشورمان  یادداشتی به قلم این استاد بزرگوار را كه سال گذشته در روزنامه همشهری منتشر شده بود و حكایت از نگرانی و دغدغه خاطر ایشان از نسل امروز را داشت  برای ملاحضه شما عزیزان در ادامه همین مطلب درج می كنم تا ببینید استاد جلالی علاوه بر تسلط در هنر عكاسی چقدر با مسائل جامعه شناسی و فرهنگ و آسیب ها و تهدیدهای فرهنگی و اجتماعی كه متوجه نسل امروز بخصوص دانشجویان عزیز است  آشنایی كامل داشته اند.

روحش شاد


«چه بر سر این نسل آمده؟»


ترم پیش، یك دانشجوی دختر داشتم كه هیچ كاری نمی كرد. اصلا هیچ كاری نمی‌كرد. آرایش می كرد و با موبایلش ور می رفت، همین.

من یك روز صدایش كردم دفترم، گفتم: ببین عزیز من! تو اگه به من عكس ندی، من به تو نمره نمی دم. می دانید چی جواب مرا داد ؟ گفت: آخ جون نده!. من همین طور ماندم. همه هارت و پورت معلمی من با این جواب از بین رفت.

 این طور فكر كرده بودم كه این الان از من معلم می ترسد، از اینكه نمره به اش ندهم می‌ترسد. آن قدر برایم عجیب بود كه دوباره صدایش كردم و گفتم: بیا اینجا ببینم. چی می‌گی؟ چرا خوشحال شدی؟

 گفت: خب یه ترم بیشتر بیام دانشگاه هم غنیمته . گفتم: آخه تا كی می تونی ادامه بدی؟ گفت: تا هر وقت كه بشه. همین كه مجبور نباشم تو خونه باشم خوبه. گفتم: شهریه ات چی؟ گفت: به درك! بچه آوردن، شهریه اش رو هم بدن. من چی می‌توانم به این جوان بگویم؟

نسل ما، نسلی بود كه آدم های متفاوت كنار هم در یك خانه زندگی می كردند. پدربزرگ، مادربزرگ، عروس و داماد. همه شان هم یك جوری همدیگر را تحمل می كردند. خود این یكدست نبودن انگار یك جور تحمل و سازگاری هم با خودش می آورد.

 ولی الان در یك خانواده، هیچ كس تحمل دیگری را ندارد. تحمل اینكه من ازدواج كنم و در خانه پدرم باشم وجود ندارد. پدر و مادرها بچه هاشان را باور ندارند. بچه ها، پدر و مادرها را قبول ندارند.

یك موقعی بود كه پدر دانشش به مراتب بیشتر از فرزند بود؛ یعنی پدر آموزش می داد. رئیس خانواده بود. الان پدر از فرزند عقب افتاده؛ بچه اش كامپیوتر بلد است؛ چت بلد است؛ هزار جور كلك بلد است كه او بلد نیست.

 اتفاقی كه می‌افتد این است كه پدر می خواهد حكومت كند ولی شرایط حكومت را ندارد. دانشش را ندارد. جذبه اش ریخته؛ خفه شو بنشین ندارد. 2دفعه بگوید خفه شو بنشین، بچه هه برمی گردد، جواب می دهد. مگر نمی‌دهد؟ این می شود كه اصلا مكالمه ای بین این 2 نسل اتفاق نمی افتد. هیچ كدام حاضر نیست حرف آن یكی را بشنود، به آن فكر كند. بالا پایینش كند.

آدم ها خودخواه شده اند. هر كسی فقط خودش را می بیند. حواسش فقط به خودش هست. تنه می زند تو را زمین می اندازد به قیمت اینكه خودش برود جلو. به دانشجویم می‌گویم تو یك انسانی. عكاسی هم می كنی. برو این مردمی را كه گرفتارند، بدبختند ببین؛ بپرس چرا به این روز افتاده اند؛ چه كار دارند می كنند.

 می گوید به من چه ربطی دارد؟ گرفتار است برود فلان جا. اسم هم می برد. چه بلایی سر این نسل آمده؟ چه بلایی سر ما آمده؟ بعضی وقت ها با خودم فكر می كنم اینها خیلی از این چیزها را از خود ما یاد گرفته اند.

 تحمل نداشتن را از خود ما یاد گرفته اند. دروغ گفتن را. مصرف زده بودن را. روی بیلبوردهای اتوبان مدرس، ساعت های مچی‌ای تبلیغ می شود كه گاهی قیمتشان به۴۰ میلیون هم می رسد.

برای كی این را آگهی می كنیم؟ وقتی این ساعت را دستت می‌كنی اصلا دیگر مهم نیست خودت كی هستی و چی در چنته داری. لااقل آن جوان و دور و وری‌هایش این طوری فكر می‌كنند.

همه چیزشان شده مارك. شده brand. ؛ شده sms. توی كافه در فاصله 70سانتی متری هم نشسته اند، به جای اینكه با هم حرف بزنند برای هم sms می فرستند. نه روزنامه می‌خوانند، نه اخبار گوش می‌كنند و نه از چیزی خبر دارند.

 فقط منافع خودشان را خوب می شناسند. می دانند چطوری سر پدرشان را كلاه بگذارند. خوب می‌دانند سر مادرشان را چطوری شیره بمالند. نمی دانم همه این طوری هستند یا نه ولی این را می دانم كه از هر 10 دانشجوی من توی دانشگاه 8 نفرشان این طوری اند و می‌دانم من و شما در اینكه او این طوری به زندگی و آدم ها نگاه می‌كند بی تقصیر نیستیم.

 زندگینامه: بهمن جلالی (1323- 1388)




درباره وبلاگ

من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم . من هم به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام.موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی كه نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و كتاب «انسان تك ساختی» هربرت ماركوز را -بی‌آنكه آن زمان خوانده باشم‌اش- طوری دست گرفته‌ام كه دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:«عجب فلانی چه كتاب هایی می‌خواند، معلوم است كه خیلی می‌فهمد.»... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی كشانده است كه ناچارشده‌ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران كنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم كه«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمی‌آید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این متاعی است كه هركس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت. و حالا از یك راه طی شده با شما حرف می‌زنم. حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است.
(به نقل از سید مرتضی آوینی)
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
جستجو
آخرین مطالب
به مناسبت هفته دفاع مقدس
شیعه تنوری
این كجا و آن كجا
بهار انسان را به یاد قیامت می‌اندازد
مردی كه در برابر هیچ كس زانو نزد
ادب اصیل ایرانی
نجوایی عاشورایی از آقا مرتضی
فداییان عاشورایی
هنرنمایی با برگهای پاییزی
یادی از مبارزی هزار چهره و نستوه
آرشیو
مهر 1393
شهریور 1392
اردیبهشت 1392
اسفند 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
موضوعات
عمومی
حوزه رسانه
نبرد سایبری
گزارش تصویری
با شهدا
دانشجویی
روابط عمومی
دانش ارتباطات
سیاسی
فرهنگی
اجتماعی
نویسندگان
دیده بان
پیوند ها
دفتر مقام معظم رهبری
موسسه راهبردی دیده بان
مركز تحقیقات استراتژیك
پایگاه اطلاع رسانی دیده بان
مركز مطالعات راهبردی
مركز مطالعات جامعه و امنیت
مركز بررسی های دكترینال
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
مهندسی فرهنگی
فرهنگ شناسی
بنیاد اندیشه اسلامی
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
پژوهشكده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
پژوهشكده مطالعات راهبردی
پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات
دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها
مجله مسائل اجتماعی ایران
ماهنامه مدیریت ارتباطات
دانشگاه و فرهنگ
باشگاه پژوهشگران دانشجو
شورای عالی انقلاب فرهنگی
مركز تحقیقات همشهری
مدرسه همشهری
مؤسسه فرهنگی تبیان
دانشگاه جامع علمی كاربردی
رسانه نیوز
باشگاه اندیشه
سایت عملیات روانی
روان پژوه
كانون تحقیقات كاربردی خیبر
بهجو
جامعه شناسی ایران
جامعه شناسی
روانشناسی جامعه
گرداب
میراث فرهنگی
لینك زن
گروه سایبری ترویج عفاف و حجاب
نشریه الكترونیك دختران
انسان شناسی و فرهنگ
فردانیوز
تابناك
سایت عكاسی
ساجد
سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی
وبنا
پیوندهای روزانه
شهید مطهری
شهید آوینی
شهید چمران
شهید بهشتی
دكتر عماد افروغ
استاد حسین انصاریان
آموزش حرفه ای فتوشاپ
دانلود جدیدترین فیلم ها،موزیک ویدئوها و نرم افزارها
نهج البلاغه
شهاب مرادی
دكتر شریعتی
بانك لینك های فارسی
صفحات جانبی
هل من محیص؟
هیس دخترها فریاد نمی زنند
توماس آکویناس
در سوگ شهر استخر و مردم دلاور آن
جیکاک ، توطئه از نوع انگلیسی
مروری بر زندگی الیور كرامول
یلدا
راز عدد 20
مردی برای تمام فصول
طاق گرا
مقالات محمد مطهری
تصاویر: منادیان وحدت، شرف و آزادگی
بیلبوردهای مهیج با طراحی خلاقانه (تصویری)
متن کامل خطبه های نماز جمعه 29 خرداد 1388 رهبرانقلاب (خطبه اول)
(خطبه دوم)قسمت الف
(خطبه دوم)قسمت ب
ریحان
نوشته ای از «شهید سید مرتضی آوینی» درباره «ابراهیم حاتمی كیا»
نامه‌ای به دوست زمان جنگ
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


دریافت كد ساعت