تبلیغات
دیده بان بیدار
دیده بان بیدار
كجاست آنكه ریسمان دروغ و افتراء را قطع خواهد كرد؟

خطبه‏ ى دوم‏

بسم‏اللَّه‏ الرّحمن‏الرّحیم‏
والحمدللَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما علىّ امیرالمؤمنین و حبیبته فاطمة الزّهراء و الحسن و الحسین سیّدى شباب اهل الجنّة و علىّ‏بن‏الحسین و محمّدبن‏علىّ و جعفربن‏محمّد و موسى‏بن‏جعفر و علىّ‏بن‏موسى و محمّدبن‏علىّ و علىّ‏بن‏محمّد و الحسن‏بن‏علىّ و الخلف القائم المهدىّ صلواتك علیهم اجمعین و صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.


اوصیكم عباد اللَّه بتقوى اللَّه.

در این خطبه هم من همه‏ى برادران و خواهران عزیزى را كه در نماز شركت دارند، دعوت میكنم به تقوا، به پرهیزگارى.

مسئله‏اى كه در این خطبه مطرح میكنم، مسئله‏ى انتخابات است كه فعلاً مسئله‏ى روز در كشور ماست. سه مطلب را خطاب به سه دسته عرض خواهم كرد. یك مطلب خطاب به عموم ملت عزیزمان در هر نقطه‏اى از كشور كه هستند، میخواهم عرض بكنم. یك مطلب را خطاب به نخبگان سیاسى، نامزدهاى ریاست جمهورى، فعالان و دست‏اندركاران قضایاى انتخابات میخواهم عرض بكنم. یك مطلب هم خطاب به سران استكبار، بعضى از دولتهاى غربى و سردمداران رسانه‏هائى كه آنها اداره میكنند، خواهم گفت.

درباره‏ى مطلب اول كه خطاب به شما مردم عزیز است، حرف من عبارت است از یك دنیا تجلیل و تعظیم و تشكر. بنده دوست ندارم در سخنرانى‏ها و خطابه‏ها نسبت به مخاطبان خودم با مبالغه حرف بزنم یا تملق آنها را بگویم؛ اما در این قضیه‏ى انتخابات، خطاب به شما مردم عزیز عرض میكنم كه هر چه با مبالغه صحبت بكنم، زیاد نیست؛ حتّى اگر بوى تملق هم بدهد، ایرادى ندارد. كار بزرگى كردید. انتخابات 22 خرداد یك نمایش عظیمى بود از احساس مسئولیت ملت ما براى سرنوشت كشور؛ نمایش عظیمى بود از روح مشاركت‏جوى مردم در اداره‏ى كشورشان؛ نمایش عظیمى بود از دلبستگى مردم به نظامشان. حقیقتاً مشابه این حركتى كه در كشور انجام گرفت، من امروز در دنیا و در این دموكراسى‏هاى گوناگون - چه دموكراسى‏هاى ظاهرى و دروغین و چه دموكراسى‏هائى كه واقعاً به آراء مردم مراجعه میكنند - نظیرش را سراغ ندارم. در جمهورى اسلامى هم جز در همه‏پرسى سال 58 - فروردین 58 - هیچ نظیرى دیگر براى این انتخاباتى كه در جمعه‏ى گذشته شما انجام دادید، وجود ندارد؛ مشاركت حدود 85 درصد؛ چهل میلیون تقریباً جمعیت. انسان دست مبارك ولى‏عصر را پشت سر حوادثى با این عظمت مى‏بیند. این نشانه‏ى توجه خداست. لازم میدانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزیز در سراسر كشور ابراز ادب و ابراز تواضع كنم كه واقعاً جا دارد.

نسل جوان ما بخصوص نشان داد كه همان شور سیاسى، همان شعور سیاسى، همان تعهد سیاسى را كه ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتیم، دارد؛ با این تفاوت كه در دوران انقلاب، كوره‏ى داغ انقلاب دلها را به هیجان مى‏آورد، بعد هم در دوره‏ى جنگ به نحو دیگرى؛ اما امروز اینها هم نیست، در عین حال این تعهد، این احساس مسئولیت، این شور و شعور در نسل كنونى ما وجود دارد؛ اینها چیز كمى نیست. البته بین مردم اختلاف سلیقه هست، اختلاف رأى هست؛ عده‏اى كسى را قبول دارند، حرفى را قبول دارند؛ عده‏ى دیگرى كس دیگرى را قبول دارند، حرف دیگرى را قبول دارند؛ اینها هست، طبیعى هم هست، لیكن یك تعهد جمعى را انسان در بین همه‏ى این آحاد، با اختلاف آراءشان، احساس میكند؛ یك تعهد جمعى براى حفظ كشورشان، براى حفظ نظامشان. همه وارد شدند؛ در شهرها، در روستاها، در شهرهاى بزرگ، در شهرهاى كوچك، اقوام گوناگون، مذاهب مختلف، مردها، زنها، پیر، جوان، همه وارد این میدان شدند؛ همه در این حركت عظیم شركت كردند.

این انتخابات، عزیزان من! براى دشمنان شما یك زلزله‏ى سیاسى بود؛ براى دوستان شما در اكناف عالم یك جشن واقعى بود؛ یك جشن تاریخى بود. در سى سالگى انقلاب این جور مردم بیایند نسبت به این نظام و این انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفادارى كنند! این یك جنبش عمومى و مردمى بود براى تجدید پیمان با امام و با شهدا؛ و براى نظام جمهورى اسلامى یك نَفَس تازه كردن، یك حركت از نو، یك فرصت بزرگ. این انتخابات، مردمسالارى دینى را به رخ همه‏ى مردم عالم كشید. همه‏ى كسانى كه بدخواه نظام جمهورى اسلامى هستند، دیدند مردمسالارى دینى یعنى چه. این یك راه سوم است. در مقابل دیكتاتورى‏ها و نظامهاى مستبد از یك طرف، و دموكراسى‏هاى دور از معنویت و دین از یك طرف دیگر، این مردمسالارى دینى است؛ این است كه دلهاى مردم را مجذوب میكند و آنها را به وسط صحنه میكشاند. این، امتحان خودش را داد. این یك نكته درباره‏ى این انتخابات.

نكته‏ى دوم در باب این انتخابات این است كه انتخابات 22 خرداد نشان داد كه مردم، با اعتماد و با امید و با شادابى ملى در این كشور زندگى میكنند. این جواب خیلى از حرفهائى است كه دشمنان شما در تبلیغات مغرضانه‏ى خودشان بر زبان مى‏آورند. اگر مردم در كشور به آینده امیدوار نباشند، در انتخابات شركت نمیكنند؛ اگر به نظام خودشان اعتماد نداشته باشند، در انتخابات شركت نمیكنند؛ اگر احساس آزادى نكنند، به انتخابات روى خوش نشان نمیدهند. اعتماد به نظام جمهورى اسلامى در این انتخابات آشكار شد. و من بعد عرض خواهم كرد كه دشمنان همین اعتماد مردم را هدف گرفته‏اند؛ دشمنان ملت ایران میخواهند همین اعتماد را در هم بشكنند. این اعتماد بزرگترین سرمایه‏ى جمهورى اسلامى است، میخواهند این را از جمهورى اسلامى بگیرند؛ میخواهند ایجاد شك كنند، ایجاد تردید كنند درباره‏ى این انتخابات و این اعتمادى را كه مردم كردند، تا این اعتماد را متزلزل كنند.

دشمنان ملت ایران میدانند كه وقتى اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعیف خواهد شد؛ وقتى مشاركت و حضور در صحنه ضعیف شد، مشروعیت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها این را میخواهند؛ هدف دشمن این است. میخواهند اعتماد را بگیرند تا مشاركت را بگیرند، تا مشروعیت را از جمهورى اسلامى بگیرند. این، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بیشتر است. این، آن چیزى است كه با هیچ خسارت دیگرى قابل مقایسه نیست. مردم بیایند در یك چنین حركت عظیمى اینجور مشتاقانه حضور پیدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كردید به نظام اعتماد كردید؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن این را میخواهد.

این خط را از پیش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پیش از این. من اول فروردین در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها میخوانند، تكرار میكنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. میخواستند زمینه را آماده كنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم این حرفى را كه دشمن میخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئید. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. این اعتماد آسان به دست نیامده، سى سال است كه نظام جمهورى اسلامى با مسئولانش، با عملكردش، با تلاشهاى فراوانش توانسته این اعتماد را در دل مردم عمیق كند. دشمن میخواهد این اعتماد را بگیرد، مردم را دچار تزلزل كند. این هم یك نكته.

نكته‏ى سوم، مسئله‏ى رقابتها بود. این رقابتها كاملاً رقابتهاى آزاد، جدى و شفاف بین نامزدهاى مختلف بود؛ همه دیدند. به قدرى این رقابتها و این گفتگوها و این مناظره‏ها شفاف و صریح بود، كه عده‏اى به آن معترض شدند - حالا عرض خواهم كرد - حق هم تا حدودى با آنهاست. التهاباتى هم به وجود آورد كه الان هم هنوز آثارش را داریم مشاهده میكنیم. من به شما عرض بكنم، فرض ما این بود و هست كه این رقابتى كه وجود دارد بین چهار نامزد انتخابات، این رقابت میان افراد و جریانهاى متعلق به نظام اسلامى است. اینى كه دشمنان سعى میكنند در رسانه‏هاى گوناگون - كه غالباً هم این رسانه‏ها مال این صهیونیستهاى خبیث و رذل است - اینجور وانمود كنند كه دعوا بین طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخیر، این جورى نبود؛ آنها غلط میكنند این حرف را میزنند؛ این واقعیت ندارد.

این چهار نفرى كه وارد عرصه‏ى این انتخابات جدى شدند، همه‏شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. یكى از اینها رئیس جمهور كشور ماست؛ رئیس جمهور خدوم، پركار، زحمتكش، مورد اعتماد. یكى از آنها نخست‏وزیرِ هشت سال در دوران ریاست جمهورى خود بنده است. یكى از آنها فرمانده‏ى سپاه در سالهاى متمادى و یكى از فرماندهان اصلى دوران دفاع مقدس بوده است. یكى از آنها دو دوره رئیس قوه‏ى مقننه‏ى كشور بوده است؛ رئیس مجلس شوراى اسلامى بوده است. اینها عناصر نظامند؛ اینها همه‏شان متعلق به نظامند. البته اختلاف‏نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگیرى‏هاى گوناگون سیاسى با هم تفاوتهاى متعددى دارند؛ اما همه‏شان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. این رقابت درون نظام تعریف شد؛ نه رقابت بین درون نظام و بیرون نظام، كه رادیوى صهیونیستى و رادیوى آمریكا و رادیوى انگلیسِ خبیث و دیگران هى میخواهند این را دامن بزنند. نخیر، رقابتى بود در درون نظام و بین عناصر وابسته‏ى به نظام؛ متعلق به نظام، و همه‏شان هم با این سوابق. همه‏شان را من از نزدیك میشناسم، افكارشان را میدانم، سلائقشان را میدانم، خصوصیات رفتاریشان را میدانم، با همه‏شان از نزدیك من كار كردم.

البته بنده همه‏ى دیدگاه‏هاى این آقایان را قبول ندارم؛ بعضى از نظرهایشان و عملكردهایشان از نظر من بدون شك قابل انتقاد است؛ بعضى را براى خدمت به كشور مناسبتر از بعضى دیگر میدانم؛ اما انتخاب به عهده‏ ى مردم بوده و هست. مردم انتخاب كردند. خواست من، تشخیص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات كنند. مردم خودشان طبق معیارهاى خودشان تشخیص دادند، حركت كردند، عمل كردند؛ میلیونها این طرف، میلیونها آن طرف. بنابراین، مسئله، مسئله‏ى درونى نظام است. اینى كه بخواهند صورت مسئله را تغییر بدهند، این صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بین نظام و بیرون از نظام نیست، دعوا بین انقلاب و ضد انقلاب نیست؛ اختلاف بین عناصرى در درون چهار چوب نظام است.
آن مردمى هم كه به این چهار نفر رأى دادند، اینها هم با اعتقاد به نظام رأى دادند، تشخیص دادند این براى كشور بهتر است، به نظام پابندى‏اش بیشتر است، به او رأى دادند. آن كسى را كه صالحتر براى خدمت به نظام میدانستند، به او رأى دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل كردند.

اما این رقابتها و مناظرات، كه ابتكار مهمى بود؛ ابتكار جالبى بود؛ خیلى صریح بود، خیلى شفاف بود، خیلى جدى بود. این مناظره‏ها تو دهن آن كسانى زد كه از بیرون تبلیغ میكردند كه این رقابتها نمایشى است، واقعیت ندارد. دیدند نخیر، واقعیت دارد؛ جدى در مقابل هم ایستاده‏اند، با هم بحث میكنند، با هم استدلال میكنند. بنابراین مناظره‏ها و گفتگوها بسیار از این جهت مثبت بود. البته آثار مثبتى داشت، عیوبى هم داشت، كه حالا هر دو را من عرض خواهم كرد.

آن جهت مثبت، این بود كه در این مناظره‏ها و در این گفتگوها و در این گفتارهاى تلویزیونى، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، یك سیلابى از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئى كنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئى برآمدند و از خودشان دفاع كردند. مواضع افراد و مواضع گروه‏ها بدون ابهام، بدون پیچیده‏گوئى، عریان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سیاستهایشان چیست، برنامه‏هایشان چیست، پابندى‏هایشان كدام است، تا چه حد است؛ اینها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت كنند. مردم احساس كردند كه در نظام اسلامى بیگانه به حساب نمى‏آیند، نظام كشور اندرونى و بیرونى ندارد. همه چیز در مقابل مردم آشكار، همه‏ى نظرات در مقابل مردم بیان شد و معلوم شد رأى مردم ناشى از همین دقتها و تأملات خواهد بود. رأى مردم زینتى نیست. حق انتخاب حقیقتاً متعلق به مردم است، مردم میخواهند آگاهانه، هشیارانه انتخاب كنند. این مناظره‏ها این را نشان داد. یقیناً یكى از علل افزایش ده میلیونى آراء نسبت به آخرین حد نصابِ دوره‏هاى قبل همین بود كه ذهن مردم، فكر مردم مشاركت داده شد، به عرصه آمد و آنها تشخیص دادند، وارد میدان شدند. این مناظره‏ها به سطح خیابانها هم كشیده شد، داخل خانه‏ها هم رفت، كه اینها قدرت انتخاب مردم را بالا میبرد. اینجور مباحثات و گفتگوها ذهنها را پرورش میدهد، قدرت انتخاب را بالا میبرد. این از نظر جمهورى اسلامى چیز مطلوبى است.

البته همین جا من عرض بكنم كه این گفتگوها نباید به جائى برسد كه تبدیل بشود به كدورت و كینه. اگر این شد، آنوقت اثر عكس خواهد داشت. اگر به همان شكلى كه آن روز بود و در همان حد باقى بود، این خوب بود؛ اما اگر بنا باشد همین طور كش پیدا كند، ادامه پیدا كند، هى بگومگو بشود، این تدریجاً تبدیل خواهد شد به كینه. البته خیلى خوب است كه این‏جور مناظره‏هائى در سطوح مدیریتى ادامه پیدا كند - البته با حذف آن عیوبى كه بعد به آن اشاره خواهم كرد - و افراد، مسئولین، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبیین كنند. خیلى از اوقات اگر چنانچه یك انتقادى به كسى بشود، این فرصتى است براى او كه بتواند ذهنها را روشن كند، تبیین كنند، حقیقت را بیان كنند؛ خیلى چیز خوبى است؛ البته با حذف آن عیوبى كه عرض خواهم كرد. اگر این جور مناظره‏ها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، دیگر وقتى در هنگام انتخابات پیش آمد، حالت انفجارى پیدا نمیكند؛ همه‏ى حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنیده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اینها محسنات این مناظرات بود كه خیلى خوب بود؛ اما عیوبى هم داشت كه این عیوب را باید برطرف كرد. در مواردى انسان میدید كه در این مناظره‏ها جنبه‏ى منطقى مناظره ضعیف میشد؛ جنبه‏ى احساساتى و عصبى پیدا میكرد؛ جنبه‏ى تخریبى غلبه پیدا میكرد؛ سیاه‏نمائى وضع موجود به شكل افراطى در این مناظره‏ها دیده شد؛ سیاه‏نمائى دوره‏هاى گذشته هم در این مناظره‏ها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتى مطرح شد كه در جائى اثبات نشده است؛ به شایعات تكیه شد، بى‏انصافیهائى احیاناً دیده شد؛ هم بى‏انصافى نسبت به این دولت با این همه حجم خدمت، و هم بى‏انصافى نسبت به دولتهاى گذشته و دوران سى ساله. آقایان در خلال صحبت احساساتى شدند و لابلاى حرفهاى خوب، حرفهائى هم كه خوب نبود، گفته شد.

بنده هم مثل بقیه‏ى آحاد ملت نشستم پاى تلویزیون و این مناظره‏ها را تماشا كردم و از آزادى بیان لذت بردم؛ از اینكه نظام جمهورى اسلامى توانسته است به كمك مردم بیاید تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما این بخش معیوب قضیه، بنده را ناخرسند كرد؛ متأثر شدم. براى طرفداران نامزدها هم آن بخشهاى معیوب، آن تعریضها، آن تصریحها، التهاب‏آور و نگران‏كننده بود، كه البته از هر دو طرف هم بود.

بنده اینجا در منبر نماز جمعه، در خطبه‏اى كه در حكم نماز است، حقایق را باید بیان بكنم. هر دو طرف در این عیب متأسفانه مشترك بودند. از یك طرف صریحترین اهانتها به رئیس جمهورِ قانونى كشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم این سخنرانى‏ها را براى من مى‏آوردند و من میدیدم یا گاهى مى‏شنیدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به كى؟ به كسى كه رئیس جمهور قانونى كشور است، متكى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئیس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغ‏گوئى متهم كردند! اینها خوب است؟ كارنامه‏هاى جعلى براى دولت درست كردند، اینجا آنجا پخش كردند، كه ما كه در جریان امور هستیم، مى‏بینیم میدانیم كه اینها خلاف واقع است؛ فحاشى كردند؛ رئیس جمهور را خرافاتى، رمال، از این نسبت‏هاى خجالت‏آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند.

این از آن طرف. از این طرف هم همین جور؛ از این طرف هم شبیه همین كارها به نحو دیگرى انجام گرفت. كارنامه‏ى درخشان سى ساله‏ى انقلاب كمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد كه اینها شخصیتهاى این نظامند؛ اینهاكسانى هستند كه عمرشان را در راه این نظام صرف كردند. بنده در نماز جمعه هیچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بیاورم؛ اما اینجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بیاورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بیاورم و باید بگویم. البته این آقایان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بایستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمیشود اینها را رسانه‏اى كرد. اگر چیزى اثبات بشود، فرقى بین آحاد جامعه نیست؛ اما اثبات نشده، نمیشود اینها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اینجور حرفها مطرح میشود، تلقى‏هاى نادرست در جامعه به وجود مى‏آید، جوانها چیز دیگرى خیال میكنند، چیز دیگرى میفهمند.

آقاى هاشمى را همه میشناسند. من شناختم از ایشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئولیتهاى بعد از انقلاب نیست؛ من از سال 1336 - یعنى 52 سال قبل - ایشان را از نزدیك میشناسم. آقاى هاشمى از اصلى‏ترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدى و پیگیرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پیروزى انقلاب از مؤثرترین شخصیتهاى جمهورى اسلامى در كنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در كنار رهبرى تا امروز. این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب میكرد و به مبارزین میداد. اینها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ایشان مسئولیتهاى زیادى داشت: هشت سال رئیس جمهور بود؛ قبلش رئیس مجلس بود؛ بعد مسئولیتهاى دیگرى داشت. در طول این مدت هیچ موردى را سراغ نداریم كه ایشان براى خودش از انقلاب یك اندوخته‏اى درست كرده باشد. اینها یك حقایقى است؛ اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.

من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‏نظر داریم، كه طبیعى هم هست؛ ولى مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگرى فكر كنند. البته بین ایشان و بین آقاى رئیس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف‏نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‏ى مسائل خارجى اختلاف‏نظر دارند، هم در زمینه‏ى نحوه‏ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‏نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‏نظر دارند؛ و نظر آقاى رئیس جمهور به نظر بنده نزدیكتر است.

در مورد آقاى ناطق نورى هم همین جور. آقاى ناطق نورى هم از شخصیتهاى خدوم انقلاب است؛ ایشان هم خدمات زیادى كرده و در دلبستگى ایشان به این نظام و انقلاب هیچ شكى نیست.

مناظره‏هاى زنده‏ى تلویزیونى خوب است؛ اما این آسیبها باید برطرف بشود. من همان وقت - بعد از مناظره - به آقاى رئیس جمهور هم تذكر دادم؛ چون میدانستم ایشان ترتیب اثر میدهند.

ادامه دارد...
 

درباره وبلاگ

من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم . من هم به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام.موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی كه نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و كتاب «انسان تك ساختی» هربرت ماركوز را -بی‌آنكه آن زمان خوانده باشم‌اش- طوری دست گرفته‌ام كه دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:«عجب فلانی چه كتاب هایی می‌خواند، معلوم است كه خیلی می‌فهمد.»... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی كشانده است كه ناچارشده‌ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران كنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم كه«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمی‌آید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این متاعی است كه هركس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت. و حالا از یك راه طی شده با شما حرف می‌زنم. حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است.
(به نقل از سید مرتضی آوینی)
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
جستجو
آخرین مطالب
به مناسبت هفته دفاع مقدس
شیعه تنوری
این كجا و آن كجا
بهار انسان را به یاد قیامت می‌اندازد
مردی كه در برابر هیچ كس زانو نزد
ادب اصیل ایرانی
نجوایی عاشورایی از آقا مرتضی
فداییان عاشورایی
هنرنمایی با برگهای پاییزی
یادی از مبارزی هزار چهره و نستوه
آرشیو
مهر 1393
شهریور 1392
اردیبهشت 1392
اسفند 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
موضوعات
عمومی
حوزه رسانه
نبرد سایبری
گزارش تصویری
با شهدا
دانشجویی
روابط عمومی
دانش ارتباطات
سیاسی
فرهنگی
اجتماعی
نویسندگان
دیده بان
پیوند ها
دفتر مقام معظم رهبری
موسسه راهبردی دیده بان
مركز تحقیقات استراتژیك
پایگاه اطلاع رسانی دیده بان
مركز مطالعات راهبردی
مركز مطالعات جامعه و امنیت
مركز بررسی های دكترینال
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
مهندسی فرهنگی
فرهنگ شناسی
بنیاد اندیشه اسلامی
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
پژوهشكده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
پژوهشكده مطالعات راهبردی
پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات
دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها
مجله مسائل اجتماعی ایران
ماهنامه مدیریت ارتباطات
دانشگاه و فرهنگ
باشگاه پژوهشگران دانشجو
شورای عالی انقلاب فرهنگی
مركز تحقیقات همشهری
مدرسه همشهری
مؤسسه فرهنگی تبیان
دانشگاه جامع علمی كاربردی
رسانه نیوز
باشگاه اندیشه
سایت عملیات روانی
روان پژوه
كانون تحقیقات كاربردی خیبر
بهجو
جامعه شناسی ایران
جامعه شناسی
روانشناسی جامعه
گرداب
میراث فرهنگی
لینك زن
گروه سایبری ترویج عفاف و حجاب
نشریه الكترونیك دختران
انسان شناسی و فرهنگ
فردانیوز
تابناك
سایت عكاسی
ساجد
سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی
وبنا
پیوندهای روزانه
شهید مطهری
شهید آوینی
شهید چمران
شهید بهشتی
دكتر عماد افروغ
استاد حسین انصاریان
آموزش حرفه ای فتوشاپ
دانلود جدیدترین فیلم ها،موزیک ویدئوها و نرم افزارها
نهج البلاغه
شهاب مرادی
دكتر شریعتی
بانك لینك های فارسی
صفحات جانبی
هل من محیص؟
هیس دخترها فریاد نمی زنند
توماس آکویناس
در سوگ شهر استخر و مردم دلاور آن
جیکاک ، توطئه از نوع انگلیسی
مروری بر زندگی الیور كرامول
یلدا
راز عدد 20
مردی برای تمام فصول
طاق گرا
مقالات محمد مطهری
تصاویر: منادیان وحدت، شرف و آزادگی
بیلبوردهای مهیج با طراحی خلاقانه (تصویری)
متن کامل خطبه های نماز جمعه 29 خرداد 1388 رهبرانقلاب (خطبه اول)
(خطبه دوم)قسمت الف
(خطبه دوم)قسمت ب
ریحان
نوشته ای از «شهید سید مرتضی آوینی» درباره «ابراهیم حاتمی كیا»
نامه‌ای به دوست زمان جنگ
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


دریافت كد ساعت