تبلیغات
دیده بان بیدار
دیده بان بیدار
كجاست آنكه ریسمان دروغ و افتراء را قطع خواهد كرد؟
به مناسبت هفته دفاع مقدس
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 مهر 1393 توسط دیده بان | نظرات ()
برچسب ها: دفاع مقدس، شهدا،  

با احترام به فرزند شهیدی ، كه چیزی از بنیاد شهید ندید .

ما که عادت کرده ایم به دو هزار و پانصد سال پیش افتخار کنیم و برای هزار و چهارصد سال پیش گریه...

هم نسلیم با کسانی که وصله های چپی و راستی به آنها نمیچسبد و فقط انتهای نامشان / یک ایرانی / است.

نه آریایی و نه سرباز اسلام..

ما مفتخریم یا مفتی خریم که عینک های دوربینمان را تا چند هزار سال روی چشم فرو میکنیم.

کسانی که از ساسان و هخامنش و ... شجاعتر بودند که قادسیه تکرار نشد.

شاید اگر بودند دغدغه هاشان ایستادن کنار ماشین پلیس و گیر دادن به پوتین دختران و موی پسران نبود.

و غرق به خون بودن دختران وطن روی تخت شیوخ بی خوابشان میکرد.

با احترام به کسانی که آمدند ، نبودیم ، رفتند ...

با احترام به حاج ابراهیم همت که امروز فقط یادآور ترافیک است برای نمک نشناسانی چون ما.

با احترام به تمام شهدای جنگ تحمیلی . .

همان ها كه امدند ، نبودیم ، رفتند

 

با نهایت تاسف

 

علیرضا قنبرپور صفحه ( آمدیم نبودید رفتیم )  فیس بوک



شیعه تنوری
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 شهریور 1392 توسط دیده بان | نظرات ()
طبقه بندی: فرهنگی، 
برچسب ها: امام جعفر صادق، شیعه تنوری،  

دیروز مصادف بود با شهادت امام جعفر صادق علیه السلام ؛ مدت زیادی هم هست كه فرصت سر زدن به این وبلاگ رو نداشتم ؛ از سر ارادتی كه به مولایمان دارم از ایشان مدد خواستم و روز شهادتشان را بهانه ساختم هر چند با یك روز تاخیر -  و روایتی زیبا و آموزنده رو به نقل از امامان تقدیم دوستداران حضرت می نمایم . امیدوارم كه ماهم توفیق شیعه تنوری بودن را داشته باشیم.

نمی دانم ماجرای شیعه تنوری را شنیده اید یا نه؟ ماجرا این است که در زمان امام ششم - صادق آل محمد (ع) - یکی از یاران خراسانی به نام سهل خراسانی خدمت ایشان می رسند و حین گفتگو مکرر از ایشان سوال می کنند که:

 -" آقا چرا قیام نمی فرمایید؟!!  چرا تشکیل حکومت اسلامی نمی دهید؟!"

حضرت (ع) سعی می کنند که با سکوت و لبخند از کنار این موضوع بگذرند. تا اینکه شیعه خراسانی اصرار می ورزد که : "آقا چرا ... ما که هستیم! ..." و کم کم اعتراضش تندتر می شود که : "با این که حق خلافت و رهبری از آن شماست، و با این که ــ فقط در خراسان ــ صد هزار شیعه ی طرفدار و شمشیر زن دارید، چرا نشسته اید و قیام نمی کنید؟"

در این گیر و دار، امام صادق (ع) از کنیزشان می خواهد که تنور را روشن کنند و بعد بی مقدمه به این عزیز هموطن! می فرمایند که: " برو و داخل تنور بنشین! "

سهل می ترسد و می گوید: "آقای من! مرا به آتش عذاب مکن.. از من بگذر که خدای از تو بگذرد."

امام دیگر چیزی نگفتند تا اینکه در همین شرایط، هارون مکی که مومنی وارسته و از یاران امام بود وارد شد. امام به او فرمود: " کفش هایت را کناری بگذار و وارد تنور آتش شو و در آن بنشین! "

او بی درنگ داخل تنور داغ شد و در آن نشست. امام پس از مدتی که با آن خراسانی صحبت می فرمود و از اوضاع و احوال خراسان جوری سخن می گفت که گویا از خود سهل هم بیشتر و بهتر بر مسایل خراسان واقف است، به وی فرمود: "برخیز و داخل تنور را نگاه کن! "

سهل برخاست، به تنور نگاه کرد و دید که هارون مکی با آرامش تمام در میان آتش نشسته است.

آن گاه امام فرمود: در خراسان چند نفر (شیعه)  مثل این مرد دارید؟

سهل عرض کرد: سوگند به خدا، حتی یک نفر هم این طور نداریم.

فرمود: انا لا نخرج فی زمان لا نجد فیه خمسه معاضدین لنا نحن اعلم بالوقت.

یعنی: ما تا وقتی پنج نفر همراه ـ واقعی ـ نداشته باشیم قیام  نمی کنیم... ما به زمان انجام تکلیف آگاه تریم!

این حکایت را مکرر شنیده ام و شنیده اید! اصلا دوست نداشتم که مثل سهل باشم، همیشه آرزو کرده ام هارون مکی باشم!

 



این كجا و آن كجا
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 توسط دیده بان | نظرات ()
عده ای در خون و آتش ، عده ای در پول خلق ، هر دو رقصیدند...

اَمّا این کُجا و آن کُجا...!؟

عده ای سرب و گلوله ، عده ای میلیاردها ، هر دو تا خوردند....
...
اَمّا این کُجا و آن کُجا...!؟

عده ای بر روی مین و عده ای بر بال قو ، هر دو خوابیدند...

اَمّا این کُجا و آن کُجا...!؟

عده ای زیر شنی و عده ای بر ماسه ها ، هر دو غلطیدند...

اَمّا این کُجا و آن کُجا...!؟

این یکی از سوز ترکش ، آن یکی هم در سونا ، هر دو میسوزند...

اَمّا این کُجا و آن کُجا...!؟

این یکی بر تخته ماساژ ، آن یکی بر ویلچر ، هر دو آرامند...

اَمّا این کُجا و آن کُجا...!؟

این یکی در عمق دجله ، آن یکی آنتالیا ، هر دو در آبند...

اَمّا این کُجا و آن کُجا...!؟

این یکی را گاز خردل ، آن یکی را گاز پارس ، هر دو با گازند...

اَمّا این کُجا و آن کُجا...!؟

عده ای در کوی یار و عده ای در جنب یار ، هر دو با یارند...

اَمّا این کُجا و آن کُجا...!؟

عده ای کردند کار و عده ای بستند بار ، هر دو فعالند....

اَمّا این کُجا و آن کُجا...!؟

باکِری ها سمت غرب و خاوری ها سوی غرب ، هر دو می رفتند...

اَمّا این کُجا و آن کُجا...!؟


بهار انسان را به یاد قیامت می‌اندازد
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 اسفند 1391 توسط دیده بان | نظرات ()


بهار انسان را به یاد قیامت می‌اندازد و در قیامت این كارها جزء خطرناك‌ترین كارهایی است كه دامنگیر تبهكاران می‌شود و آن تقلیب قلوب و تقلیب ابصار است در تحویل سال كه بهار است به خدا عرض می‌كنیم ای خدایی كه دل‌ها را زیر و رو می‌كنی ای خدایی كه چشم‌ها را زیر و رو می‌كنی ای خدایی كه شب و روز را مدیریت می‌كنی ای خدایی كه سال را به سال دیگر, حال را به حال دیگر تبدیل می‌كنی حال ما را به بهترین وجه تبدیل كن تا ما گرفتار تقلیب قلوب نشویم گرفتار تقلیب ابصار نشویم بلكه از احسن الأحوال بهره بگیریم این عصاره دعاست بر اساس تناسبی كه بین بهار هست (یك) و معاد است (دو) و حوادث تلخ معاد است (سه) اینها كاملاً یادآور جریان معاد است. پس اگر در روایات دارد وقتی بهار آمد به یاد معاد باشید یكی از راه‌های تذكره معاد همین است كه ما از تقلیب قلوب نجات پیدا كنیم از تقلیب ابصار نجات پیدا كنیم.



تفسیر ناب علامه جوادی آملی از «نوروز»
در آخرین جلسه درس اخلاق سال 91 ایشان


مردی كه در برابر هیچ كس زانو نزد
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 دی 1391 توسط دیده بان | نظرات ()
طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی، 
برچسب ها: آقا تختی، جهان پهلوان،  
دنبالک ها: مردی با پالتویی تا پایین زانو،  


تصویری كه در آن جهان پهلوان تختی در برابر محمد رضا شاه نیز حاضر به خم و راست شدن نشد!!!

 

امروز، چهل ‌وپنجمین سالگرد درگذشت جهان پهلوان تختی است. تاریخ ایران زمین، تاریخ پهلوانی است و آیین آن خردورزی، رادی و فتوت ، راستی و مردم داری و البته ولایت و محبت پیامبر خدا. ابعاد شخصیتی جهان پهلوان تختی تنها به میدان ورزش و تشك كشتی محدود نمی شد. رفتارهای بجای مانده از او، در اردو، محله، زورخانه، بازار و اجتماع هر یك حكایت های روح بزرگی است كه پرداختن به آنها دارای ارزش های خاص خود است. تختی همانگونه كه در ورزش استثنایی است در زندگی و پاسداری از ارزشهایش كم نظیر است. تختی قبل از آنكه در روی تشك با حریفان دست و پنجه نرم كند، با نفس خود به مبارزه پرداخته بود. تختی، قهرمان مردم است، مردم چرا قهرمان خود را دوست دارند! در طول سالیان دراز مردم ما، قهرمان المپیك و جهان و آسیا بسیار دیدند، اما چرا تختی را جهان پهلوان می‌نامند؟ آیا تاكنون به این شعارها كه مردم در اماكن ورزشی و فرودگاهها در استقبال از او می خواندند توجه كرده اید:

 «رستم ایران كیه.... غلامرضا تختیه!»

 

«شیر دلیران كیه.....

 

غلامرضا تختیه!»




ادامه مطلب
ادب اصیل ایرانی
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 آذر 1391 توسط دیده بان | نظرات ()
طبقه بندی: فرهنگی، 

شب سردی بود . پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه رفت نزدیک تر چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه میتونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش هم اسراف نمیشد هم بچه هاش شاد میشدن برق خوشحالی توی چشماش دوید ..دیگه سردش نبود !پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه . تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه ! وَخی برو دُنبال کارت ! پیرزن زود بلند شد خجالت کشید ! چند تا از مشتریها نگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت دوباره سردش شد ! راهش رو کشید رفت چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان مادر جان ! پیرزن ایستاد برگشت و به زن نگاه کرد ! زن چادری لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم ! سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه موز و پرتغال و انار .پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه.. مُو مُستَحق نیستُم ! زن گفت : اما من مستحقم مادر

من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع توجه کردن ودوست داشتن همه انسانها و احترام به همه آنها بی هیچ توقعی  اگه اینارو نگیری دلمو شکستی ! جون بچه هات بگیر ! زن منتظر جواب پیرزن نموند میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه میکرد قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش دوباره گرمش شده بود با صدای لرزانی گفت : پیر شی ننه . پیر شی ! خیر بیبینی!

درتصاویرحکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید

هیچکس عصبانی نیست

هیچکس سوار بر اسب نیست

هیچکس را درحال تعظیم نمی بینید

در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد.

این ادب اصیل مان است : نجابت - قدرت- احترام- مهربانی- خوشرویی

 

منبع: اینترنت 



نجوایی عاشورایی از آقا مرتضی
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 آبان 1391 توسط دیده بان | نظرات ()
طبقه بندی: با شهدا، 
برچسب ها: عاشورا، مرتضی آوینی، كربلایی شدن،  


(تعداد کل صفحات:20)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
درباره وبلاگ

من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم . من هم به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام.موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی كه نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و كتاب «انسان تك ساختی» هربرت ماركوز را -بی‌آنكه آن زمان خوانده باشم‌اش- طوری دست گرفته‌ام كه دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:«عجب فلانی چه كتاب هایی می‌خواند، معلوم است كه خیلی می‌فهمد.»... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی كشانده است كه ناچارشده‌ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران كنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم كه«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمی‌آید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این متاعی است كه هركس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت. و حالا از یك راه طی شده با شما حرف می‌زنم. حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است.
(به نقل از سید مرتضی آوینی)
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
جستجو
آخرین مطالب
به مناسبت هفته دفاع مقدس
شیعه تنوری
این كجا و آن كجا
بهار انسان را به یاد قیامت می‌اندازد
مردی كه در برابر هیچ كس زانو نزد
ادب اصیل ایرانی
نجوایی عاشورایی از آقا مرتضی
فداییان عاشورایی
هنرنمایی با برگهای پاییزی
یادی از مبارزی هزار چهره و نستوه
آرشیو
مهر 1393
شهریور 1392
اردیبهشت 1392
اسفند 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
موضوعات
عمومی
حوزه رسانه
نبرد سایبری
گزارش تصویری
با شهدا
دانشجویی
روابط عمومی
دانش ارتباطات
سیاسی
فرهنگی
اجتماعی
نویسندگان
دیده بان
پیوند ها
دفتر مقام معظم رهبری
موسسه راهبردی دیده بان
مركز تحقیقات استراتژیك
پایگاه اطلاع رسانی دیده بان
مركز مطالعات راهبردی
مركز مطالعات جامعه و امنیت
مركز بررسی های دكترینال
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
مهندسی فرهنگی
فرهنگ شناسی
بنیاد اندیشه اسلامی
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
پژوهشكده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
پژوهشكده مطالعات راهبردی
پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات
دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها
مجله مسائل اجتماعی ایران
ماهنامه مدیریت ارتباطات
دانشگاه و فرهنگ
باشگاه پژوهشگران دانشجو
شورای عالی انقلاب فرهنگی
مركز تحقیقات همشهری
مدرسه همشهری
مؤسسه فرهنگی تبیان
دانشگاه جامع علمی كاربردی
رسانه نیوز
باشگاه اندیشه
سایت عملیات روانی
روان پژوه
كانون تحقیقات كاربردی خیبر
بهجو
جامعه شناسی ایران
جامعه شناسی
روانشناسی جامعه
گرداب
میراث فرهنگی
لینك زن
گروه سایبری ترویج عفاف و حجاب
نشریه الكترونیك دختران
انسان شناسی و فرهنگ
فردانیوز
تابناك
سایت عكاسی
ساجد
سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی
وبنا
پیوندهای روزانه
شهید مطهری
شهید آوینی
شهید چمران
شهید بهشتی
دكتر عماد افروغ
استاد حسین انصاریان
آموزش حرفه ای فتوشاپ
دانلود جدیدترین فیلم ها،موزیک ویدئوها و نرم افزارها
نهج البلاغه
شهاب مرادی
دكتر شریعتی
بانك لینك های فارسی
صفحات جانبی
هل من محیص؟
هیس دخترها فریاد نمی زنند
توماس آکویناس
در سوگ شهر استخر و مردم دلاور آن
جیکاک ، توطئه از نوع انگلیسی
مروری بر زندگی الیور كرامول
یلدا
راز عدد 20
مردی برای تمام فصول
طاق گرا
مقالات محمد مطهری
تصاویر: منادیان وحدت، شرف و آزادگی
بیلبوردهای مهیج با طراحی خلاقانه (تصویری)
متن کامل خطبه های نماز جمعه 29 خرداد 1388 رهبرانقلاب (خطبه اول)
(خطبه دوم)قسمت الف
(خطبه دوم)قسمت ب
ریحان
نوشته ای از «شهید سید مرتضی آوینی» درباره «ابراهیم حاتمی كیا»
نامه‌ای به دوست زمان جنگ
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


دریافت كد ساعت